ميرزا أحمد الآشتياني ( مترجم وشارح : محمدجواد رودگر )
77
رسالة الولاية ( سر سلوك ) ( فارسى )
ولايت غير خدا ) مىفرمايد : « اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ ما لَكُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا شَفِيعٍ » « 6 » كه استاد جوادى آملى نيز با هشت برهان به تبيين منطقى و فلسفى و تفسيرى سلب ولايت از غير خداوند پرداخته « 7 » و در توضيح برهان پنجم حاكميت مطلقهء الهى و سپس سلب حاكميت از غير خداوند ( كه در تبيين متن رسالة الولاية بسيار مفيد است ) مىفرمايد : « سرّ اينكه احدى در حكم خداوند سبحان شريك نيست ، در سورهء سبأ مشخص شده است آنجا كه مىفرمايد : اگر غير از خداوند ، كسى بخواهد سلطنت و نفوذى در تشريع و يا در تكوين داشته باشد ، بايد در اين نظام ، واجد يكى از سه سمت ذيل باشد و حال آنكه اين هر سه باطل است . آن سه سمت اين است كه : يا مستقلا مالك ذرهاى از ذرات عالم باشد ، تا در نتيجه بالاستقلال حاكم و ولى آن باشد و يا اينكه بالاشتراك ، شريك ملك و ملك خداوند باشد و يا اينكه نه به اشتراك و نه به استقلال ، بلكه به معاونت ، ظهير ملك و ملك باشد و حصر عقلى سه ضلعى ياد شده به دو منفصلهء حقيقيه بازگشت مىنمايد زيرا در حصر عقلى شىء بايد دائر بين وجود و عدم ، يعنى دائر بين نقيضين باشد ، چون هر شيئى بيش از يك نقيض ندارد لذا منفصلهاى كه بيان حصر عقلى نمايد بيش از دو ضلع نمىتواند داشته باشد . . . غير خدا اگر مالك باشد ، مالكيتش يا بالاستقلال است و يا نه ، و اگر بالاستقلال شد ، يا بالاشتراك است و يا نه . صورت اخير كه مالكيت نه به استقلال و نه به اشتراك است در حقيقت مالك نيست بلكه نوعى سلطه و نفوذ در ملك است كه از آن به دستيارى و معاونت ياد
--> ( 6 ) . سوره سجده - 4 . ( 7 ) . آملى ، جوادى ، ولايت در قرآن ، ص 230 تا 262 ، مركز نشر فرهنگى رجاء ، چاپ چهارم ، سال 75 .